احمد بن محمد حسينى اردكانى

313

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

و از اين جواب داده‌اند كه اقتضاى طبيعت عنصريّه حركت و سكون را ، به حسب حقيقت ، اقتضاى شيء واحد است كه كون در مكان طبيعى بوده باشد . پس اگر آن كون حاصل نباشد ، آن استدعا مستلزم حركتى است كه آن را حاصل گرداند . پس اقتضاى حركت در آن حالت نفس اقتضاى آن كون است ، و اگر حاصل باشد اقتضاى سكون اقتضاى امر وجودى نيست كه طبيعت در آن حالت آن را [ 248 ] اقتضا نمايد ، بلكه عدم اقتضاى حركت است ، بلكه اقتضاى همان چيز است كه در اوّل آن را اقتضا مىنمود . پس بجز اقتضاى امر واحد نمىكند ، كه حصول در مكان طبيعى بوده باشد . و امّا اقتضاى ميل وضعى و ميل أينى اقتضاى دو امر متغاير است ، زيرا كه از يكديگر منفك مىشوند . و شارح فاضل مىگويد كه ورود اين سؤال به طريق نقض نيست ، بلكه به طريق مناقضه است ، به اين نحو كه استحالهء اقتضاى طبيعت واحده دو اثر متنافى را مسلّم نيست ، و چگونه مسلّم باشد و حال آنكه در طبيعت عنصرى واقع است . پس اين جواب ، كلام بر سند خواهد بود ، مگر آنكه كسى ادّعا نمايد كه سند مساوى منع است . و ايراد ديگر آن است كه كرهء مدحرجه هم به حركت وضعيّه حركت مىكند و هم به حركت أينيّه ، پس بايد كه در آن ، مبدأ هر دو ميل موجود باشد ، زيرا كه اگر مبدأ أحدهما موجود نباشد ، از خارج آن ميل را قبول نمىتواند نمود ، چنان كه مذكور شد . و از اين جواب داده‌اند كه مسلّم نداريم كه كرهء مدحرجه صاحب طبيعت واحده باشد ، به خلاف فلك . و أولى در جواب آن است كه در كلام در اينجا در دو ميل ذاتى است . و ذاتى بودن دو ميل در كرهء مدحرجه مسلّم نيست . بلكه ميل مستقيم در آن ذاتى است ، اگر چه به قسر باشد . و ميل مستدير در آن بالعرض است ، زيرا كه حركت مستديره در آن عرضيّه است ، يعنى حاصل بالذّات نيست . و چنان كه لازم حركت كلّ جسم در حركت وضعيّهء ذاتيّه آن است كه اجزاى آن به حركت اينيّهء عرضيّه حركت كند ، چنان كه در فلك ، همچنين حركت اجزاى جسم در حركت اينيّهء ذاتيّه بر وجه مخصوص مستلزم حركت كلّ آن است به حركت وضعيّهء عرضيّه ، چنان كه در كرهء مدحرجه . و ايرادى ديگر : آن است كه حركت آب از آسمان به سوى زمين طبيعى است ، و